صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

 

 

اخوان و گذار او به دنیای اسطوره‌ها

از جمله ویژگیهای بارز و برجسته ای که در مورد شعر اخوان ذکر می‌کنند، توانایی او در استفاده از شعر کهن فارسی و سبک خراسانی و توجه آگاهانه‌ و ارج نهادن به میراث کهن ایرانی، افسانه‌ها، متلها و اسطوره ها در شعر اوست. همگی بر این باور هستند که او به ادب کهن فارسی به خوبی آشناست و در گزینش واژه‌ها و کاربرد متلها، اسطوره‌ها و افسانه‌های ایرانی در شعرش بی‌همتاست. در این زمینه، خود اخوان در کتاب از این اوستا چنین آورده است:

نکته‌ی مهم دیگر که در بعضی از آثار شعری امروز درخور توجه است مساله‌ی اساطیر و افسانه‌ها و زمینه های افسانگی پس پشت شعر است که با بسیاری از وجوه شعر قدیم تفاوت دارد. شعر و ادب قدیم ما و اغلب آثار شعری این هزار ساله‌ی ایران و زبان ملی ما، فارسی، از لحاظ اساطیر و افسانه‌های پس پشت شعر، زیر تسلط قصص سامی و عربی و اسلامی است...

افسوس و صد افسوس، جز چند تن پاکان و نیکان و آنان که در مسیر دیگری بوده‌اند از قبیل دقیقی، فردوسی و اسدی و فخرالدین اسعد، خیام و تک و توکی دیگر(قدمای اقدم البته این آلودگی را کمتر داشته‌اند) بقیه اغلب و اغلب آثارشان از لحلظ افسانه و اساطیر زیر سیطره‌ی داستانهای عربی و سامی است.

*** 

اخوان ، ضمن اشاره  به مثنوی، و کلیات سعدی که در آنها از قصص غیر ایرانی یاد می شود، ادامه می‌دهد:

بهر حال این وضعی است که شعر و ادب گذشته‌ی ما از لحاظ قصص و اساطیر و داستانها دارد و برای ما امروز درخور تامل و عبرت و دقت است. البته همه‌ی اسطوره‌ها و قصص دیرین، میراث فرهنگی بشری است  و سختگیری و تعصب، خامی است. من حتی پایه را بالاتر می‌گیرم و می‌گویم بله اساطیر رومی و یونانی، چینی و هندی، آلمانی و انگلیسی، حتی آفریقایی و آمریکایی، تمام اینها، مواریث فرهنگ و تمدن بشری است و جای دارد که شعر و ادب و موسیقی و نقاشی ومجسمه سازی و غیره و غیره، در همه جای دنیا از این مرده‌ریگ عمومی عالم استفاده کند.

در این خصوص حرفی نیست و تعصبی نیز در کار نه. مطلب این است که در قیاس با شعر گذشته‌ی فارسی، که چنان وضع و حالی از لحاظ قصص و اساطیر دارد، من می گویم امروز به جبران بی‌خبری گذشته، ما به فریاد آن دنیای عظیم پر از لطف و زیبایی، به فریاد یک مظلومیت و محرومیت تاریخی می‌توانیم برسیم. یک دنیای فراموش شده‌ی بزرگ و عجیب و زیبا از میراث افسانگی نیاکان آریایی خود ما. اینست مطلب و تعصب نیست  فریادرسی است.

این است که من رهایی از قید اساطیر و افسانه‌های سامی و عربی و اسلامی را- که آن همه در عرض هزار سال، مکرر و مبتذل شده – و آنچه مربوط به عالم این معنی است از وجوه و شاخصه‌های شعر امروز می‌دانم. به فراموشی و ترک سپردن آن همه قصه‌های لطیف و زیبا و درخشان و بکر، در طی هزار سال شعر و ادب فارسی، در واقع برای بعضی، قتل غیر عمد آن زیباییها و افسانه‌هاست. ما می‌خواهیم احیا و رستاخیزی در این خصوص صورت گیرد و از این رو پرداختن به آن دوشیزگان پاکیزه‌ی هزار ساله را در شعر امروز از وجوه تازگی و زیبایی و بکارت کار می‌دانم.

                                                                                                            برگرفته شده از موخره ی از این اوستا

*** 

آنچه که در زمینه‌ی توجه مهدی اخوان ثالث به قصه‌ها، متلها، افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی می‌آید چکیده‌ای است از گفتار چند صاحبنظر در این مورد:

احمد کریمی حکاک می‌گوید که:اخوان در سنت عظیم شاعران حماسی، یک قصه‌گو است. طرح بیانی او آمیزه‌ای از قصه‌های عامیانه، اسطوره‌های قدیمی فارسی و تظاهری از زندگی اجتماعی همیشه حاضر امروز ما است.
 

ماشاءالله آجودانی بر این امر  تاکید می‌کند که:
برخورد اخوان با گذشته‌ی ما به چند شکل صورت گرفته و عمدتا آگاهانه بوده است و خود اخوان در جایی این معنا را مطرح کرده است که من سعی کرده‌ام به جای قصه‌ها و داستانها و روایتهای سامی، از داستانهای ایرانی در شعرهای خود استفاده کنم.

و نادر نادرپور نیز یکی از مشخصه های شعر اخوان را نیز در همین امر می‌داند:
اهمیت اخوان بعنوان یکی از مهمترین شاعران دوره‌ی اخیر، در این بوده که چهره به سوی ایران کهن گردانده است و از آن جا در تصور خود، اسطوره ای ساخته که همه چیز را بر آن قیاس می‌کند.او مدینه‌ی فاضله‌ای از ایران کهن در ذهن خود ساخته است.و این ایران کهن است که الهام بخش اوست در نیکی‌ها و خوبی‌‌ها و آنچه را که می‌پذیرد و دلخواه است با معیار و مقیاس آن مدینه‌ی فاضله می‌سنجد.

 

 

بازگشت به صفحه‌ی یادمان اخوان ثالث

 

 

 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس