صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

 

آثاری با صدای شاعر

 

اخوان و برنامه‌ی رادیویی ادبیات ایران

برنامه‌ی ادبیات ایران برنامه‌ای بود که زنده یاد اخوان ثالث در دهه‌ی چهل، تهیه و اجرا می‌کرده‌است. این برنامه‌ها با عنوان گشت‌وگذار در شهرهای شعر و ادب تهیه می‌شده  و درباره‌ی موضوع‌های گوناگونی مانند: پارسی‌گویان هند و پاکستان، مثل‌ها و شعرها، هایکو و شعرهای کوتاه فارسی، زمان در شعر ناصرخسرو و… بوده‌است
این مجموعه برنامه شامل زندگی، شعر، پژوهش‌ها، نامه‌ها، حاشیه نویسی‌ها، نقدها گفتار و مقالات اخوان بود که با حضور و شرکت دوستان، شاگردان و خانواده‌ی این شاعر تهیه و از  مهرماه هشتاد هفت در مجموعه برنامه‌ی دارالفنون از رادیو ایران پخش شد
در اینجا یک بخش از این برنامه‌ها را با عنوان گفتگو در باره‌ی دیوانگانی که داهیانه و بی‌پروا سخن می‌گویند بشنوید که اخوان اشاره به شعر شیخ فریدا‌الدین عطار نیشابوری دارد

 

 

آخر شاهنامه


هان، کجاست
پایتخت این کج‌آیین قرن دیوانه؟
با شبانِ روشنش چون روز،
روزهای تنگ و تارش، چون شب اندر قعر افسانه.
 
با قلاع سهمگین سخت و ستوارش،
 
با لئیمانه تبسم کردن دروازه‌هایش، سرد و بیگانه.

        

بخوانید و بشنوید

 

دو دریچه

ما چون دو دریچه، روبه‌روی هم،  
آگاه ز هر بگو مگوی هم،       
هر روز سلام و پرسش و خنده،        
هر روز قرار روز آینده.      
 

بخوانید و بشنوید

 باغ من


باغ بی‌برگی  
خنده اش خونیست اشک آمیز.
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصلها، پاییز.

                  

بخوانید و بشنوید

                 

چاووشي


من اينجا بس دلم تنگ است.
و هر سازي که مي‌بينم بد‌آهنگ است. 
بيا ره توشه برداريم،
قدم در راه بي‌برگشت بگذاريم، 
ببينيم آسمان ِ هرکجا آيا همين رنگ است؟

بخوانید و بشنوید

فریاد

صبح از من مانده برجا مشتِ خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر برمی کنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!  

بخوانید و بشنوید

 

       کتيبه      

چه خواندي، هان؟
                            [ مکيد آب دهانش را و گفت آرام: 
  نوشته بود
همان،
کسي راز مرا داند،
که از اين رو به آن رويم بگرداند.

بخوانید و بشنوید

  چون سبوی تشنه..

از تهی سرشار،
جویبار لحظه‌ها جاریست.

بخوانید و بشنوید

زمستان

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت،
                      [سرها در گریبان‌ست.
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند،
که ره تاریک و لغزان‌ست.
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛
که سرما سخت سوزان‌ست.

بخوانید و بشنوید

 

بازگشت به صفحه‌ی یادمان اخوان ثالث

 

 

 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس