صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

 

 

آثار امين‌الله آندره حسين

سمفونيها:
سمفوني شنها
سمفوني پرسپوليس  
سمفوني آريا

بالهها
بالهي به سوي نور 
باله
ي مينياتورهاي ايراني
باله
ي معروف شهرزاد
باله
ي رقص سمرالدا
باله
ي تعطيلات بر روي يخ

قطعات براي پيانو
بزرگداشت عمر خيام
رقص چَرکَسي 
افسانه
ي ايراني
آرزوها 
تابلوي تابستان
صداي پاي مغول
سوداگر پروانه نم
نم پاييز   
دلقک

قطعات براي تار
راپسودي ايراني شماره 1 و 2
اي وطن ترا دوست دارم 
نيايش زرتشت

قطعات براي آواز 
اي ساربان
زرمه
گل و بلبل

موسيقي متن براي سينما و تئاتر
فيلم راسپوتين
کينه
توز
طعم خشونت
يک طناب، يک کل

 

رنه دومي نيلRene Dumesnil  نقّاد هنري نشريهي Le Monde  در بارهي امينالله حسين چنين اظهار نظر میکند :
در مينياتورهاي ايراني، روح پارسي را مي
توان مجسم ديد. هنرحسين، انسان را به گذشتهاي زنده و نشاط بخش ميبرد که همچنان از نسلي به نسل ديگر منتقل شدهاست. مجموعهاي که او فراهم آوردهاست، از يک شخصيت برازنده، يک زبان موسيقي اصيل، پاک، روشن و يک احساس قوي حکايت دارد که بلافاصله به قلب راه مييابد.

او همچنين از زبان صميمي، تازگي شيوهي ترکيب و رنگآميزي ماهرانهي موسيقي حسين صحبت ميکند. وي پس از حضور در جشنوارهاي که به افتخار امينالله حسين برپا شده بود، مينويسد:

در اين اصوات که بر بافت موسيقي کلاسيک غربي استوار است، جان ايران را متبلور ديدم. کشوري که در زير آسمان آبي و بر زمين سخت و خشکش، زيباترين گلهاي سرخ جهان ميرويد. خصلت مردم اين سرزمين، همچون گلهاي سرخ آن آميزهاي از احساسات افراط آميز و نرم و لطافت بار است.  و شگفت آنکه حسين نيز بازتاب اين تضادها و تناقض هاست.

در سمفوني  شنها، آرامش اندوهگين دشتهاي بيکرانه، ناگهان با همهمهي گردبادي افسارگسيخته درهم ميريزد. پرداختن به چنين درونمايهاي، پس از تجربهي موفق بورودين، دل و جرأت ميخواستهاست. مهارت حسين در تقسيم وظايفي حساس بين سازهاي مختلف، تحسينانگيز است. گويي او، رنگينکماني از نواها در آسمان ميآرايد.‌‌

 ***

هنري مالربHenry Malherbe  نقاد سرشناس ديگري که همزمان با حسين ميزيسته، در روزنامهي کورير دوپاري  اين عقیده را ابراز ميدارد:

ما با موسيقي اصيل ايراني و فواصل آن که به مراتب پرشمارتر از فواصل غربي است، آشنا هستيم. هنگام گوش دادن به راپسوديهاي حسين که مجموعهاي از خيالپردازي هاي او در زمينههاي فرهنگ بومي و نياکاني است، اين احساس به ما دست ميدهد که مانند مونتسکيو فرياد برآوريم آه .آه. آقاي حسين، آيا شما ايراني هستيد؟ اين غيرممکن است. چگونه ميتوان ايراني بود و اين اهنگها را نوشت!. آندره چنان نغمات فولکلوريک ايراني را در لايه‌‌اي از هارموني غربی قرار ميدهد که ديگر قابل شناسايي نيست...

 ***

ناشر کمپاني فرانسوي، لوسين مايار روي صفحهاي که شامل سمفوني پرسپوليس است، حسين را  اينگونه ميستايد :
او، همانند يک مُغ و به لطف قريحه
ي آهنگسازي خويش، خط سيري را که روشنايي روز طي ميکند، پشت سر گذاشتهاست. در طنين نوشتههاي او، بازتاب پرستش خورشيدکهن را ميتوان يافت. حسي از افسون تمدني ديرينه سال، در سراسر کارهاي او موج میزند.
او موسيقيداني است که ريشه
ها را جستجو ميکند و ارزشهاي جاري در شعر ايران بزرگ را تميز ميدهد.

امين الله حسين

امينالله حسين در تاريخ 9 ماه اوت 1983 در پاريس درگذشت. يک سال پيش از آن نيز حالتي بيمارگونه داشت. مدتي هم در بيمارستان بستري گرديد. اين همان سالي است که تعطيلات بر روي يخ را نوشت. او در هنگام مرگ، 78 سال داشت.

نام امينالله حسين پس از درگذشتش، تقريبا گم شدهاست. نام هنرمند برجستهاي که حدود 55 سال از عمر خود را صرف کرد تا توانست در مهد موسيقي کلاسيک، يعني اروپا، سري از توي سرها درآورد. مرگ او در بين ايرانيان، چه در داخل و چه خارج از ايران بازتابي نداشت. شايد علت آن بود که در آن موقع ايرانيان، بيشتر به انقلاب و پيآمدهاي آن فکر ميکردند تا فقدان هنرمندان خود.

 در فرانسه و برخي ديگر از پايتختهاي اروپايي، با اختصار به مرگ او اشاره رفت. روزنامهي لوموند در شمارهي مورخ 10 ماه اوت 1983 نوشت:
ما از خبر درگذشت آندره حسين در روز نهم اوت 1983 در پاريس آگاه شديم. او که در سال 1905 در سمرقند متولد شده بود، تحصيلات پزشکي و موسيقي را در آلمان و فرانسه انجام داد و بعد مقيم فرانسه شد. فرزندش  روبرت حسين متولد پاريس است.  آن دو با هم در فيلم
هاي کينهتوز، طعم خشونت و راسپوتين و نيز در بالهي شهرزاد همکاري کردهاند. آخرين اثر آندره حسين، موسيقياي است که براي تعطيلات روي يخ نوشتهاست.

روبرت حسين

لوفيگارو روزنامهي ديگر فرانسوي، در شمارهي مورخ 18 ماه اوت 1983 ، خبر درگذشت حسين را به اختصار اعلام کرد و يادآور شد که مراسم خاکسپاري آندره حسين در نهايت سادگي و فقط با حضور افراد خانواده و نزديکترين دوستانش برگزار گرديد.

روزنامهي فرانس- سوار مورخ 17 ماه اوت 1983 و يک روزنامهي بلژيکي نيز از درگذشت اين هنرمند خبر دادند و شرح مختصري در بارهي او درج کردند.

***

امينالله حسين سمفوني آرياي خود را در سال 1976 نوشت. اين خبر همزمان بود با موقعي که او بار سفر به مقصد ايران ميبست. کشوري که هرگز پيش از آن نديده بود و بعد از آن سفر نيز ديگر نديد و فقط مدتي کوتاه، مهمان آن بود. شايد سمفونيآريا از سوي او، ارمغان فرزندي بود که به ديدار مادر ميآمد. او بر روي جلد سمفوني خويش چنين نوشتهاست:
من اين سمفوني را براي کشورم ايران ساخته
ام که داراي گذشتهاي پرافتخار است و نيز به آن دليل که عاشقانه دوستش دارم. دلم ميخواست که در اين اثر، از سوز غمها و شور شاديهاي آن سرزمين حکايتها بازگويم. اين را ميدانم که شاعران در اين باره به شيوايي سخن گفتهاند. من نيز ميخواستم که با زبان موسيقي،  وظيفهي خود را نسبت به کشورم ادا سازم.

***

[برگرفته شده از فصلنامه‌ي ره‌آورد شماره‌ي 45  به سردبيري حسن شهباز،  که در آمريکا به چاپ می‌رسد.]براي شنيدن صداي امين‌الله حسين، در مصاحبه‌اي که با او انجام شده، به سايت پرند مراجعه کنيد.
بخش اول این مطلب را در اینجا بخوانید.

 

 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس