صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

 

 

دروغ سوم 

دروغ سوم يکي از شاهکارهاي من در روزنامه‌نويسي بود و از شيوه‌هاي شيرين شما مايه مي‌گرفت...
سال‌ها بود که دولت طبق تصويب نامه‌اي، خريد و فروش مشروبات الکلي را در شهرستان‌هاي مشهد، قم و ري ممنوع کرده بود. اما مشهد ما مثل همين روزها که علي‌رغم چوب و فلک و شلاق و شدت عمل کميته‌ها و دادگاه‌هاي منکرات، هر نوع مشروبي در هر کجاي شهر، خريد و فروش مي‌شود، همه جا مشروب مي‌فروختند و بيش از همه يروانت ارمني در مغازه‌ي مارس، حاشيه‌ي خيابان پهلوي و صدقدمي شهرباني، با تقديم پنج ريال براي هر بطري، حق حساب آژان، بقيه معاملات را رها کرده و از جاسازي درون مغازه، هر نوع مشروبي را بيرون مي‌کشيد و به دست مشتري مي‌داد.

من در يکي از سرمقاله‌هاي هيرمند به اين تصويب‌نامه‌ي بي‌اعتبار تاخته بودم که خاصيتي جز محروم کردن شهرداري مشهد از عوارض فروش مشروبات الکلي ندارد و متعاقباً در شماره‌ي سيزده نوروز تصويب نامه‌اي را با قيد شماره و تاريخ از قول هيئت دولت، جعل و چاپ کردم و نوشتم که : هيئت وزرا در جلسه‌ي عمومي روز سيزده فروردين تصويب‌نامه‌ي شماره فلان را  که به موجب آن خريد و فروش مشروبات الکلي در شهرستان‌هاي مشهد، قم و ري ممنوع شده بود، لغو کرده‌است. انتشار اين خبر با آن فرم تقليد شده از متن تصويب‌نامه هاي هيئت وزرا سبب شده بود که زودتر از همه يروانت ارمني و فروشندگان ديگر مشروبات الکلي قضيه را باور کنند و با شادماني و چراغاني، موجودي مشروبات را از پستوها به پشت شيشه‌ي ويترين‌‌ها منتقل سازند و در جواب اعتراض آژان‌ها نسخه‌اي از روزنامه‌ي هيرمند را ارائه بدهند و البته به زودي چوبش را بخورند و مشروباتشان به غارت برود.

لحظاتي چند پس از انتشار هيرمند حتي اين خبر به حوزه‌هاي مذهبي مي‌رسد بدون تحقيق کافي، فرض را بر صحت قرار داده و يک سلسله تلگراف‌هايي بين بعضي از علماي مشهد و قم و دکتر علي اميني، نخست‌وزير وقت مبادله مي‌شود و به اين تصميم هيئت دولت اعتراض به عمل مي‌آيد. دکتر اميني هم بدون توجه به علت انتشار چنين دروغي آن را نوعي توطئه عليه خود مي‌پندارد و از طريق سازمان امنيت دستور بازداشت مدير و توقيف روزنامه‌ي هيرمند را نديده و نسنجيده صادر مي‌کند.

من در دفتر وکالتم نشسته بودم که سيف الديني راننده‌ي سرهنگ منوچهر هاشمي، رئيس ساواک خراسان وارد شد و مؤدبانه خواهش کرد که فوراً براي ملاقات جناب سرهنگ همراه او بروم. ناگزير اين دعوت محترمانه را که مي‌دانستم به زودي بازگشت ندارد، پذيرفتم. سيد جلال‌الدين تهراني، استاندار خراسان که با پدرم دوست بود و به من نيز محبت داشت، اجازه نداده بود که در اين خصوص با او مذاکره‌اي بشود. من يکي دو روز بازداشت شدن را کيفر شلوغ‌کاري خودم مي‌دانستم اما بيش از آن را تحمل نکردم و به سرهنگ هاشمي پيغام دادم که حق ندارد با يک وکيل دادگستري چنين رفتاري داشته باشد... و او فوري به ديدن من آمد و خواهش کرد بيست و چهار ساعت ديگر به او مهلت بدهم تا خودش مستقيماً با تهران تماس بگيرد و قضيه را حل کند و مدعي بود که چون روابط او با سيد جلال به هم خورده در کار هم کارشکني مي‌کنند...

بعدها دکتر علي اميني در جواب نامه‌اي به من نوشت که انتشار آن تصويب نامه‌ي جعلي و دروغ سيزده، او را با مشکل‌ترين مسائل دوره رياست‌الوزرائيش رو به‌رو کرده بود.

عبدالمجيد مجيد فياض

صاحب امتياز روزنامه‌ي هيرمند

 ***

مطلب دروغ اول آوريل يا سيزده نوروز! از ماهنامه‌ي روزگار نو ارديبهشت 1370 گرفته شده‌است.

بخش آغازين مطلب، نوشته‌ي زنده ياد اسماعيل پوروالي سردبير اين نشريه است. و بقيه مطلب را عبدالمجيد مجيد فياض، صاحب امتياز روزنامه‌ي هيرمند نقل کرده، که زماني با يکديگر همکاري داشته‌اند.

 ***

در پیوند با این مطلب:

دروغ اول آوريل يا سيزده نوروز!
نخستین دروغ
دروغ دوم
 

 

 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس