صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس 

 

دستبرد برادر به ديوان خواهر

در بخش سوم مقالهی چند کلمه در بارهی پروین اعتصامی که قبلا سخنش رفت، تنها همان سه بیت آخر قصیده را نقل کرده بودم با ذکر این عبارت که پروین در این بیتها اقدام رضاشاه را در آزادی زنان ایران مورد ستایش قرار دادهاست. مدت زیادی از انتشار آن شمارهی ایرانشناسی نگذشته بود که یکی از آشنایان تماس گرفت و گفت: فلانی، تو که شاعری و شعر میگویی و شعر خوب هم میگویی، چرا تا به حال دست خودت را رو نکرده و از اشعارت چیزی را به چاپ نسپردهبودی؟ تازه حالا هم شعرت را به نام دیگری چاپ میکنی!
 
سخنان وی را شوخی محض تلقی کردم و گفتم با آن که از قواعد و ضوابط شعر کهن بیخبر نیستم، تا کنون حتی یک مصراع هم نسرودهام، چه رسد به به شعر نو که از قواعد آن به کلی بیخبرم. بعد گفتم ممکن است بفرمایید مقصودتان از شاعری بنده چیست؟
پاسخ داد: همین سه بیتی که خودت ساخته
ای و در سرمقالهی ایرانشناسی، به پروین بیچاره منسوب کردهای. جواب دادم این ابیات از پروین است، نه من. اما او اصرار داشت که این بیتها در دیوان پروین نیست.

آن سه بیتی را که من نقل کردهبودم از دیوان پروین اعتصامی، طبع دوم، تهران، مهر 1320 بود. در این تماس تلفنی همان سه بیت و کمی پیش از آن را برایش خواندم و منتظر عکسالعمل او شدم. لحظاتی گذشت تا پاسخ داد که من هم دیوان شعر پروین را در برابر خود دارم که این قصیده در آن چاپ شدهاست، ولی این سه بیت در آن نیست. دیوان مورد استفادهی او، طبع سوم و تیرماه 1323 بود. آنگاه هر دو متوجه شدیم که مسأله بایست مربوط به اختلاف چاپهای دیوان باشد.

روز بعد به کتابخانهی کنگرهی آمریکا،در شهر واشنگتن رفتم و به لطف ابراهیم پورهادی - که سالها بخش کتابهای فارسی ایران و افغانستان و تاجیکستان زیر نظر او قرار داشت- چند چاپ دیوان پروین اعتصامی را که داشتند برایم آوردند. به مقایسهی آنها پرداختم و معلوم شد که این قصیده با سه بیت مورد بحث فقط در چاپ دوم آمدهاست و نه در چاپهای بعدی دیوان.

طبع دوم دیوان زیر نظر ابوالفتح اعتصامی برادر پروین با توضیح ذیل منتشر گردیدهاست:

مدتی بود از خانم پروین اعتصامی تقاضا مینمودم موافقت کنند به طبع مجدد دیوان که نسخ چاپ اول آن از دیررمانی نایاب شدهبود اقدام کنم.بر اثر این اصرار، در نوروز امسال اجازهی تجدید طبع را دادند.

گمان میبردم چاپ دوم نیز مانن طبع اول تحت نظر خود ایشان انجام خواهد یافت. افسوس که اجل مهلت نداد و خانم پروین اعتصامی که در روز سوم فروردین در بستر بیماری خفتهبودند، در نیمهی فروردین 1320، نیمه شب، در عنفوان جوانی به سرای جاویدان شتافتند. کاری را که آرزو داشتم در حیات خواهر انجام دهم، ناچار با تأسف و اندوه بسیار پس از درگذشت ایشان صورت دادم و اینک چاپ دوم دیوان از لحاظ ارباب فضل و دانش میگذرد.

طبع جدید، قسمت عمدهی قصاید، مثنویات، تمثیلات، مقطعات و مفردات خانم پروین اعتصامیرا شامل است. قصاید و قطعاتی که در طبع اول (سال 1314) نبوده و تعداد آنها متجاوز از پنجاه است، در طبع مجدد با علامت (*) نمایانده شده تا از آنچه سابقاً منتشر گردیده متمایز باشد..ابوالفتح اعتصامی

                                                                                                       تهران- مهر 1320

***

از این مقدمه چنین برمیآید که پروین در نوروز 1320 و یا پیش از آن، اجازهی تجدید طبع دیوان را به برادر داده و وی در فاصلهی در گذشت او در نیمهی فروردین 1320 تا مهر 1320 چاپ آن را به پایان رساندهاست. وقتی بر بنده مسلّم گردید که ابوالفتح اعتصامی در فاصلهی سه سال _ بین چاپ دوم و سوم دیوان _ در یک قصیده، سه بیت مهم آن را حذف کرده و در میراث ادبی خواهر خود خیانت روا داشتهاست، به بقیهی قسمتهای طبع سوم دیوان پروین نیز مشکوک شدم. بیم آن بود که برادر که یکتنه میراثخوار ادبی خواهر بودهاست در موارد دیگر نیز دسته گلهایی از این گونه به آب داده باشد! پس در طی 12 سال اخیر، در چند نوبت، برخی از قسمتهای این دو چاپ را نه به قصد استقصاء، با یکدیگر مقایسه کردم و دریافتم که ابوالفتح اعتصامی ذر چاپ سوم دیوان، نسبت به چاپ دوم، حداقل تغییراتی را به شرح زیر دادهاست:

1 – از قصیدهی گنج عفت سه بیت مورد نظر را حذف کردهاست. او نه در مقدمهی کتاب و نه در زیرنویس صفحهای که این قصیده در آن به چاپ رسیده _ برخلاف سنت جاری _ به حذف این بیتها در چاپ سوم اشارهای نکردهاست، تا چا رسد به این که دلیل کار نادرست خود را ذکر کردهباشد. مشکل آن است که چون در شصت سال اخیر، چاپ دوم دیوان پروین اعتصامی بسیار نایاب شده و همه از چاپهای سوم به بعد دیوان، که توسط ابوالفتح اعتصامی به چاپ رسیده و یا چاپهای دیگر استفاده میکنند، کسی از وجود این سه بیت مطلقاً اطلاعی ندارد.

2 _ بعد از این که این موضوع روشن گردید، متوجه شدم ابوالفتح اعتصامی عنوان این قصیده را هم در چاپهای سوم به بعد، از گنج عفت به زن در ایران تغییر دادهاست. در حالی که پروین به یقین عنوان گنج عفت را با توجه به یکی از ابیات این قصیده زن چو گنجور است و عفت، گنج و حرص و آز، دزد... برگزیده، که در آن عفت و گنجرا به کار برده است.                                  
برادر که پس از مرگ خواهر این عنوان را هم به دلیلی نپسندیده، آن را به زن در ایران _ شاید بر اساس کاربرد آن در اولین بیت قصیده: زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود... _ تغییر دادهاست.

3 _ در چاپ دوم، تعداد قصاید 43 است و در چاپ سوم، 42 عدد. ابوالفتح اعتصامی شعر فرشتهی انس (شمارهی 43، چاپ دوم) را در بخش مثنویات و تمثیلات و قطعات با شمارهی 145 ذر چاپ سوم آوردهاست. بدون هیچ اشارهای به جا به جا کردن این شعر.
ناگفته نماند که فرشته
ی انس، با مطلع: در آن سرای که زن نیست انس و شفقت نیست/ در آن وجود که دل مُرد، مُردهاست روان، با توجه به قافیه دو مصراع بیت اول آن، قصیده نیست و قطعه است.
پس اگر قرار دادن این شعر در بخش مثنویات و ... چاپ سوم به این دلیل بوده، البته کار درستی بوده
است. اما معلوم نیست چرا ابوالفتح اعتصامی چهار قطعهی دیگر را که در بخش قصاید  طبع دوم، چاپ شده به بخش مثنویات منتقل نساختهاست؟
مطلع آن چهار قطعه به قرار زیر است:

شمارهی 4: یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندهستی/ بگفت ای بیخبر مرگ ار چه نامی زندگانی را..
شماره
ی 9:  عاقل ار کار بزرگی طلبید/ تکیه بر بیهده گفتار نداشت...
شماره
ی 20: دانی که را سزد صفت پاکی/ آن کاو وجود پاک نیالاید...
شماره
ی 36: تو بلندآوازه بودی ای روان/ با تن دون یار گشتی، دون شدی...

4 _ در چاپ دوم دیوان، شعر معروف روزی گذشت پادشهی از گذرگهی/ فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست با شمارهی ترتیب و عنوان 205 – کجروان چاپ شدهاست و در چاپ سوم با شماره و عنوان57 - اشک یتیم. در حالی که به نظر میرسد پروین با توجه به لفظ کجروان در بیت آخر این قطعه، عنوان شعر خود را برگزیده بودهاست:

     پروین به کجروان سخن از راستی چه سود       
کـو آن چنـان کسیکه نرنجـد ز حرف راست
 

ناگفته نماند که پروین: این شعر را در صفر سال 1340 هجری قمری در مجلهی بهار با عنوان اشک یتیم چاپ کرده بود ولی در طبع دوم دیوان، عنوان آن را به کجروان تغییر دادهاست.
 

5 _ در چاپ دوم، شعر چو رنگ از رخ روز پرواز کرد/ شباهنگ نالیدن آغاز کرد...، با شمارهی تر تیب و عنوان 126- شباهنگ چاپ شدهاست. پروین علاوه بر بیت اول که در آن شباهنگ را به کار برده، در بیت هفتم نیز همین لفظ را تکرار کردهاست: بخفتند مرغان باغ و قفس/ شباهنگ افسانه میگفت و بس....
ابوالفتح اعتصامی نه تنها شماره
ی ترتیب و عنوان شعر را از 126 – شباهنگ چاپ دوم به 129 – شباویز طبع سوم تغییر دادهاست، بلکه در بیت اول و هفتم آن نیز به جای شباهنگ، شباویز به کار برده و به هیچ یک از این تغییرات در چاپ سوم اشارهای نکردهاست.

6 _ ترتیب پنج شعری که با عنوان آروزها در طبع دوم چاپ شده، در طبع سوم تغییر داده شدهاست.

7 _ شمارهی ترتیب و عنوان این سه شعر نیز تغییر داده شدهاست:
شعر 63 – باد و بروت چاپ دوم به بادِ بروت
شعر 201 – یک غزل چاپ دوم به 56 – از یک غزل
شعر 203 = رنجبر چاپ دوم به 61 – ای رنجبر
که به این تغییرات نیز در چاپ سوم اشاره
ای نشدهاست.

8 _ در چاپ دوم، سه بیت زیر با شماره ترتیب و عنوان 202 – مقطعات و مفردات بیهر گونه زیرنویسی چاپ شدهاست:


       ای گل تـو ز جمعیت گلزار چـه دیدی        
  جز سرزنش و  بدســری خار چـه دیدی
     ای لعل دلافـروز تـو با این همه پرتــو      
جز مشتری سفل بـه بازار چه دیدی
 
 رفتی بـتـه چمن لیک قفس گشت نصیبت 
غیـر از قفس ای مـرغ گرفتـار چه دیدی

در حالی که همین سه بیت در چاپ سوم با شمارهی ترتیب و عنوان 207 – مقطعات و مفردات، و با این زیرنویس چاپ شدهاست:
زبان حال: شاعر، شرح دوره
ی کوتاه (دو ماه و نیم) زناشویی خود را در این سه بیت گنجاندهاست.

9 _ در همین قسمتِ مقطعات و مفردات در چاپ سوم، شرحی در ذیل دو بیت زیر:

ز غبـــار  فکـــر بـــاطل پاک بایــــد داشت دل
تا بدانـــد دیو، کـــاین آیینه جای گــرد نیست
مرد پندارند  پروین را، چه  برخی زاهل  فضل        
این معما گفته نیکوتر کهپروین مرد نیست

آمدهاست بدین شرح:... این رباعی را شاعر برای شناساندن خود و رفع اشتباه از کسانی که او را مرد میپنداشتند، گفته...، که با زیرنویس چاپ دوم این دو بیت متفاوت است. درضمن توضیح این موضوع نیز لازم است که این دو بیت رباعی نیست.

10 _ از نمونههایی که ذکر شد، آشکار است که ابوالفتح اعتصامی به طور کلی شمارهی ترتیب اشعار را در چاپ سوم و چاپهای بعدی دیوان، مطلقاً در متن طبع دوم تغییری نمیداد و اگر عم به دلیلی خود را مجاز میدانسته که در شعر خواهر دست ببرد، بایست در هر مورد در ذیل صفحهی مربوط، توضیح میداد که ضبط چاپ دوم چه بودهاست.

عدم توجه به این موضوع حاکی از آن است که وی با الفبای کاری که داوطلبانه به عهده گرفته بوده، آشنا نبوده و مانند کاتبان قرون پیشین به خود حق میدادهاست که در یک متن ادبی به دلخواه خود تغییراتی بدهد. به همین دلیل بود که روزی استاد مجتبی مینوی در جشنوارهی توس، در تالار فردوسی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی، فریاد برآورد که همهی کاتبان ما خائن بودهاند. چون تنی چند به سخنان وی محترمانه اعتراض کردند، پاسخ داد: اگر کاتبان ما امین بودند، از جمله نسخههای خطی شاهنامه فردوسی که امروز در اختیار داریم، به تفاوت، بین چهل تا شصت هزار بیت نداشتند. و چنین است وضع دیگر نسخههای خطی ما.

***

عیب کار برادر گفته شد، هنرش را نیز باید گفت. اگر ابوالفتح اعتصامی نبود، به هیچوجه معلوم نیست که پس از مرگ پروین، چه بر سر دیوان وی میآمد. ظاهراً در خانوادهی میرزا یوسف خان آشتیانی، اعتصامالملک کسی که اهل چنین کاری باشد، وجود نداشتهاست.

ابوالفتح اعتصامی با آن که فروشگاهی برای فروش لولا و قفل، در خیابان سپه داشت، به استناد سخن سرور مهکامه محصص دوست نزدیک پروین، اهل مطالعه و کتاب هم بودهاست. مهکامه در مصاحبهای گفتهاست:
پروین به ابوالفتح اعتصامی علاقه
ای بسیار ابراز میکرد و همواره در موقع ذکر نام او با خوشحالی فراوان، اشتیاق وافرش را به مطالعهی مداوم، تحسین و ستایش میکرد.

ابوالفتح اعتصامی بین سال 1320 (طبع دوم دیوان) تا سال 1355، هشتادو چهار هزار نسخهی دیوان پروین اعتصامی را شخصاً (با عنوان ناشر) چاپ کرده و در اختیار هموطنانش قرار دادهاست. به این رقم، نسخههایی را که او از سال 1355 به بعد به طبع رسانیدهاست، یا دیگران بر اساس طبع وی چاپ کردهاند، باید افزود.

***

در پیوند با همین مطلب در این سایت:

   

    نامه‌های پروین 

    پروین و رضاشاه

    پروین از نظر معاصران او

   بیماری حصبه و درگذشت پروین 

   پروین اعتصامی و حقوق نسوان

   دروغ این مرد آمریکایی همه را گمراه کرده‌است

    ناگفتههایی از زندگی پروین اعتصامی و نامههای او

    متن ۴۱ نامه‌ی پروین اعتصامی به مهکامه محصص

   چرا برادر، سه بیت از قصیدهی گنج عفت را حذف کردهاست؟

  

 


 

  
 
     
 

  صفحه نخست    نوشتارها    گفتارها    بایگانی    تماس