![]() |
||
|
گراميداشت حکيم بزرگ نيشايور، «عمر خياّم»
18 ماه مه، زادروز حکيم «عمر خيام» نيشابوري است. شايد موقعيت مناسبي باشد تا ضمن يادآوري اين روز بزرگ، همزمان، از استاد «حسن شهباز»، و پژوهش ارزندهي او در بارهي «فيتزجرالد» و برگردان اشعار «خيام» به انگليسي نيز ياد کنيم.
یادمان
نیمایوشیج
یست و یکم آبانماه مصادف است با زادروز نیمایوشیج، بنیانگذار شعر نو فارسی. به یاد او خاطرات شیرین دکتر پرویز ناتل خانلری از نیمایوشیج را در سه بخش ملاحظه خواهید کرد.
یادمان نیمایوشیج
باری، ملاقاتهای ما با نیما در پیش از ظهرها، چند روز در هفته دوام داشت. او شعرهای فرانسه را برای ما میخواند و توضیح میداد و گاهی بر اثر آنچه از او شنیده بودم مضمونهای تازهای را به شعر میآوردم و به استاد عرضه میکردم که سخت تشویقم میکرد و گاهی اصلاحاتی را در آنها پیشنهاد میکرد. یکبار از ما خواست که در بارهی انقلاب ادبی و مقام او در این تحول، شعری بسازیم و به او تقدیم کنیم. من و«مهدیخان» هرکدام گوشهای رفتیم و به اجرای این دستور پرداختیم.
یادمان نیمایوشیج بخش دوم
عالیه خانم همسر نیما با آنکه اهل ذوق و سواد بود، از اینکه شوهرش نه کاری میکند و نه مقام و منصبی دارد و نه حقوق قابلی، بسیار دلخور بود و او را تحقیر میکرد و گاهی کارش به خشونت میکشید. خانوادهی او هم از داشتن چنین دامادی خیلی سرافراز نبودند و نیما را بیکاره و بیعرضه میدانستند اما این رفتار در روحیهی نیما تأثیری نداشته، او را از کار خود منصرف نمیکرد. نیما به خودش و کارش اعتقاد و اعتماد کامل داشت و هیچیک از شاعران و ادیبان آن روزگار را داخل آدم حساب نمیکرد. حرکاتی ساده و دهاتی داشت که حتی در طرز لباس پوشیدنش هم اثر میگذاشت. یک کارد شکاری هم داشت که غالباً به کمرش میبست.
یادمان «مهدی اخوان ثالث»، م.امید
چهارم شهریور ماه هر سال برابر است با زمانی که «اخوان ثالث»، شاعر بزرگ معاصر ما بار گران زندگی را بر زمین گذاشت و گذشت. رندی از تبار خیام و ادیبی توانا و آشنا به زبان و ادب سنتی خراسان که پیوند و مهری شگفت به ادب کهن ایران داشت. توانایی او در شعر و ادب و نقد و بررسی بسیار برجسته است. شعرش ترکیبی از شعر کهن و سبک نیمایی است. خودش میگفت: «میکوشم اعصاب و رگ و ریشههای سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم را به احساسات و عواطف امروز پیوند دهم. یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم» «اخوان» این شاعر و ادیب توانا در تمام دوران حیات شاعرانهی خود بهدور از هرگونه آرامش و رفاه زیست و نیز بی هیچ آرامگاه و مقبرهای درخور، تن به خاک سپرد و به حق که در وطن خویش غریب مرد. اما دست کم یک آرزو از هزاران آرزویش، به بار نشست و آن همخانگی و یا همجواری او با بزرگی چون «حکیم فردوسی» توسی است. به یاد و حرمت این بزرگ، در یادنامه یا ویژهنامهای برخی از اشعار او با صدای خود شاعر، یکی دو برنامهی رادیویی که خود نوشته و اجرا کرده، و مطالبی دیگر که دیدگاههای افراد گوناگون در بارهی اوست، جمعاوری شدهاست. به ویژهنامهی زیر مراجعه کنید ویژهنامهی «مهدی اخوان ثالث» م. امید
بزرگداشت روز مادر در «سوئد»
Anna Jarvis سنت بزرگداشت روز مادر در «سوئد»، به تاريخ آخرين يکشنبهي ماه مه موکول شدهاست. بزرگداشت چنين روزي فقط به مادراني که در قيد حيات هستند، اختصاص نيافته بلکه در اين روز مردم با شاخهها و گلدانهاي گل بر مزار مردگان خود حاضر ميشوند و آنجا را گلکاري و تزئين ميکنند. بهويژه آنان که مادر و يا مادر بزرگي را از دست دادهاند. با اين که احترام و عشق به مادر پديدهاي جهاني است و همه بر بزرگداشت آن باوري عميق دارند، اما در کشورهاي گوناگون، روزهاي ويژهاي به آن اختصاص داده شده که معمولا با پديده و يا يادبود ديگري در پيوند است. در «دانمارک»، بزرگداشت روز مادر را در دومين يکشنبهي ماه مه برگزار ميکنند. در کشور «نروژ»، در دومين يکشنبهي ماه فوريه، در «انگلستان»، سه يکشنبه، پيش از عيد «پاک» و در «سوئد»، آخرين يکشنبه در ماه مه.
زندگي «آلفرد نوبل» و جايزههاي او پروين محمديان
آلفردنوبل
دهم دسامبر مصادف است با برگزاری جشن باشکوه نوبل و توزیع جوایز
گوناگون آن در کشور سوئد ونروژ.
طبق وصیتنامهی آلفردنوبل: «آلفرد نوبل» در 21 اکتبر سال 1833 در «استکهلم»، پايتخت «سوئد»، ديده به جهان گشود و در دهم دسامبر 1896 در «سانرمو»، در کشور «ايتاليا»درگذشت. هستي او، همچون مضمون کارهايي که از زندگيش باقي گذاشت، اسرارآميز بود. «نوبل» از خود، ثروتي قابل توجه و وصيتنامهاي به جاي گذاشت که نام او را در پهنهي جهان مشهور ساخت. با اين وجود نميتوان از باورهاي او، به طور دقيق و آشکار سردرآورد. خانوادهي «نوبل» در اصل نامشان «نوبليوس» بوده و در شرق «نُبهلو»، در استان «کريستيناستاد» زندگي ميکرده اند و نام آنها از حدود سالهاي 1600 براي مردم جهان شناختهشده بودهاست.
اسطورهی عشق بر بلندای مسجد
عشق یکی از آن جلوه های شرر برانگیز زندگی انسانی است. عشق ترکیبی است از پوشش و خیال. از گریز و برگشت، از چراغی که چشمک میزند و از اضطرابی که تاریکی به وی میدهد. در پوشش است که خیال، آهنگ آفرینش، آهنگ پرواز و جهش ساز میکند. در پوشیدگی و شوق کشف است که خیال به اعماق اقیانوسها، به اوج کهکشانها و بر فراز دشوارترین قلههای کرهی خاکی پا میگذارد. عشق یگانه آتشی است که وقتی میسوزاند، خاکسترش به تنهایی، بازآفرینندهی همهی هستیهاست. همین آتش عشق است که مولای روم به آنان که ندارندش «نیست باد» خطاب میکند. چه آنان که به سمرقند سفری داشتهاند و چه آنانکه بومی آنجا هستند و حتی آنانکه در کتابها و تاریخ این خطه مطالعه داشتهاند با نام «مسجد بیبی خانم» در سمرقند آشنا هستند. این محل زیبا و دیدنی داستانی اسطورهای و افسانهای را همیشه با خود یدک کشیدهاست که زیبا و عاشقانه و در عین حال دردناک است. حکایت درد بوسهای بر گونهای.
یادمان باغچهبانها
یادی میکنیم از خانوادهی باغچهبان ها، جبّار
باغچهبان نخستین آموزگار کودکان کر ولالها در ایران که در جهت آموزش
و پرورش کودکان و بویژه کودکان پیشدبستان همت کرد و خدمات بسیاری
ارائه داد.
به یاد رُزا پارکس
رُزا پارکس 24 اکتبر برابر است با سالروز درگذشت «رزاپارکس» از فعالان جنبش حقوق سیاهان در آمریکا که از دادن صندلی خود در یک اتوبوس به مرد سفید پوستی که جای خالی را حق خود می دانست و نه حق یک سیاهپوست، خودداری کرد که این کار، منجر به تحریم اتوبوسها و گسترده شدن مبارزات سیاهپوستان شد. در بارهی او و مبارزاتش همراه و همگام با مارتین لوترکینگ در ادامهی این مطلب بخوانید.
|
||
|
• صفحه نخست • نوشتارها • گفتارها • بایگانی • تماس •
|
||